رشيد الدين فضل الله همدانى

19

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )

همچنانكه اينجا مجتمع انهار خمسه مىخوانند . همچنان انهار سايله از جبال مذكورهء شمالى ، وقتى كه نزد ترمذ ( 1 ) مجتمع شوند نهر بلخ ( 2 ) شود ، آن مجتمع را انهار سبعه خوانند ؛ و مجوس سغد ( 3 ) اين انهار را برهم مزج مىكنند و جمله را انهار سبعهء سند مىخوانند . و امّا نهر سرست ( 4 ) از جانب شرقى سومنات ( 5 ) در بحر مىريزد ، و همچنين آب جون منصب مىشود ، و در نهر گنگ ( 6 ) در اسفل شهر قنوج ( 7 ) و شهر بر غربى اين آب افتاده ، بعد از آن جمله اين آبها نزديك كنكاساير ( 8 ) در درياى بزرگ مىافتد ، و آن در ميانهء دو منصب نهر سرست و نهر گنگ از شهر نرمد ( 9 ) از كوههاى شرقى مىآيد و ممتد مىشود بر جنوب تا به مغرب ؛ و نزديك شهر بهروج ( 10 ) در دريا مىافتد از مشرق سومنات به قدر شصت جوژن ؛ و از پس آب گنگ به آب رهب ( 11 ) و آب كوينى ( 12 ) به آب سرو ( 13 ) مجتمع مىشوند به نزديكى شهربارى ( 14 ) ؛ و اعتقاد هندوان آنست كه آبراه آب گنگ از بهشت است و با زمين هبوط كرده . 337 v و همچنين آورده‌اند كه به هفت شعبه منقسم شد ، و عمود وسط آن به اسم گنگ معروف است و سه آب از جانب مشرق روان شدند ، اسامى ايشان : نلن ( 15 ) ، لادفى ( 16 ) ، باوت ( 17 ) ؛ و سه از جانب مغرب روان شدند اسامى ايشان : سيت ( 18 ) ، جكش ( 19 ) ، سند ( 20 ) امّا نهر سيت چون از همسنت ( 21 ) بيرون آيد بر ممالك